X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : جمعه 17 آذر‌ماه سال 1391 | 10:22 ق.ظ | نویسنده : بانوی قلم

دلم میخواد اینقد بگم. که حال وهوای دیروز خودشو داد بزنه...


اما واژه هام نمیان..احساسم قفل کرده.بس که دیروز قشنگ بود ...


اما جای خالی خیلی ها.که نمیتونستن اون بارون رو ببینن...


چشمای منو بارونی کرد .وقتی اونجوری به اون سرعت بارون خودشو به زمین میکوبید...


گفتم ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...


نکنه داری برای اونا میباری.اونایی که نیستن ونمیبنن این عظمت رو..وکاش بودند ومیدیدن...


دیروز اون رحمت الهی  خود خدارو بهم نشون داد.اما افسوس اونی که خواستم باشه نبود...


اما شک ندارم اسمونم داشت برای اسمونی من میبارید...


خدای خودم...دیروز من تو رو از  زمین تا اسمون دیدم..و تو چه زیبا بودی ..و تو یه رویا بودی...


از :من ودفترم





پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 23304

  • قالب وبلاگ | گسیختن | فارسی بوک