X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1392 | 12:27 ب.ظ | نویسنده : بانوی قلم

چه دل غوغا شود یارب

وجان اندر تنم بیزار وبیزار

تو را جویم که با من گو...سخن گویی

تو ای یارب...

منم یارب.منم آن طاهره ی پاک

که سینه از گناهم گشته چالاک

واکنونم.اندرون میسوزم

شعله دارم اتشین در دل

که هر باری سوالی پرسم از خود

تو ای طاهره ی پاک

چگونه یکسان شدی با خاک

به نجوایی صدایت میکنم یارب

که رازم .اندرون نهادنیست

و هرگز لا گشادنیست

بگو یارب.بگو با من

منم یارب.منم ان طاهره ی پاک

که سینه از گناهم گشته چالاک

تو من را در بیکران دنیای فانی

رهایم نکردی تو جانا تو ای جان

بگو یارب.بگو اکنون

به نجوایی صدایت میکنم.بگو بامن

بگو یارا.که غیر از تو نمی جویم

به غیر از تو نمی گویم.نمی خواهم

بگو با من...

که راه بندگی گم کرده ام یارا

خدای من...خدایی کن

مرا از این سیه چال و سیه حال

بخوان بالا...

تو را دعوت کنم با اشک خود

با حال زار و پریشانم.تو را جویم

تو را خواهم...

تو را من نیز صدایت میزنم انگاه

تو بیداری.تو بیزاری.زینهمه گناه

ومن جویای عشق تو

ولی گم کرده راهم را

تو بگرفتی تو دستم را

نراندی هرگز از درگه مرا یارا

رهایش میکنم این حال زارم را

که می ایم به اغوشت

به اغوش تو ای جانا

صدایت میکنم بشنو

که من ایم به سوی تو




پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 23304

  • قالب وبلاگ | گسیختن | فارسی بوک