X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : یکشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1393 | 07:42 ق.ظ | نویسنده : بانوی قلم
 


مادرم عشق یگانه ی من....

کیمیا ترین واژه ی هستی مادر
ای مهر تو از وسعت آسمان فراتر

تو که مهتابی برای تاریکی شبهای دلم
همه لبخند شدی برکوه غمت تو ای گلم

بانو:مادر را بدون قلم باید نوشت.بدون صدا باید سرود.بدون کلام نهادینه کن زمزمه ی مبهم شگفتی هایش را.ای همهمه ی دلکش تکرار نشدنی من مادر...می خواهم بسرایم غزل  عشق یکتایی ات را...ای اشک به تو فرمان می دهم. ببار به عشق اسوه ی صبر و مهربانیهای  مادر، ببار به حرمت نگاه های تاهمیشه دلواپس مادران سرزمینم، ببار برسرزمین خشک تمام دلهایی که گاهی هیبت مادر را وصلابتش را یادشان میرود...تا بنویسم هق.هق.غریب مادری را که تا سپیده دم خواب برچشمان بی فروغش حرام دانست.و تو ای قلم بنویس از مادری که عاشقانه برایت اشکها از ترنم دل انگیزش بر گونه های تکیده اش جاریست...مادرم ای قبله ی حاجات دلم.تو قانون نانوشته ی شعرهای منی که انرا در لفافه ی مهرت پوشانده ام...
مادرم بامن بمان وهمیشه بخند.که بانبودنت یتیم میشود  واژه واژه ی غزلهایی که به حرمت ایثار و گذشت بردفتر سفید کاغذم جان گرفته اند...وبالبخندت گویی لبخند خدارا می بینم...وه تو یگانه ایی مادر...آنگاه که به قدر دریایی با گریه هایت برایم التماس خدا را کردی که حامی خیابانهای بی رحم و پر عبور زندگیم باشد...آن روز که مناجات نگاه مهربانت به هنگامه ی سحر را دیدم به یکتایی عشقت رسیدم...تو که از ستاره تا ستاره ی دلم شریک غمم بودی.وهماره با لبخندم به نگاهت گفتی.من بجای تو میگریم ...تنها تو بخند...مادرم.شعور شعر من به عروج یکتایی دل تو نخواهد رسید.نتوانم سرود... نامت را که میبرم تمام واژه ها در مقابلت به لکنت می افتند. تمام واژه های من فدای نام زیبای تو باد بگذار ساده بگویم ...مادرم روزت مبارک...

از بانوی قلم


پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 23442

  • قالب وبلاگ | گسیختن | فارسی بوک